
واحد منابع انسانی لازم ندارید؛ ولی گاهی نگاه منابع انسانی لازم دارید. در کسبوکار کوچیک هر استخدام اشتباه، نسبت به اندازه کسبوکار، هزینه بزرگتری داره. پس اگه اولین استخدام پیش روتونه، نیروهای خوبتون میرن، یا با یک کارمند گیر کردید و نمیدونید چه کنید، یک مشاوره کوتاه منابع انسانی از آزمونوخطا ارزونتر تموم میشه.
ایمان پاکراه شش اپیزود پشتسرهم از پادکست پاکار رو به همین مسیر اختصاص داده: از اولین استخدام تا برخورد با کارمند ضعیف. حرف اصلیاش اینه که منابع انسانی از روز اولِ اولین استخدام شروع میشه، نه از روزی که کسبوکار بزرگ شد.
«منابع انسانی مال شرکتهای بزرگه»
«هزینه استخدام همون حقوقه»
«هر مشکلی رو با یه نفر بیشتر حل میکنم»
۱. قبل از اولین استخدام
۲. وقتی استخدام اشتباه تکرار میشه
۳. وقتی نیروی جدید زود میره
۴. وقتی با یک کارمند گیر کردید
۵. وقتی بحث افزایش حقوق و رشد پیش میاد
ایمان پاکراه در آیپی امداد با اختلاف دو همکار از دو نسل مختلف روبهرو شد. تا وقتی این اختلاف به عملکرد آسیب نزده بود، وارد ماجرا نشد. وقتی پای کار در میان اومد، مرز رو اینطور روشن کرد:
«رابطه شخصی شما مسئله من نیست؛ تسک و رفتار حرفهای موضوع سازمان است.»
درسی که برای کسبوکار کوچیک داره
شرح وظایف یکصفحهای برای هر نقش
روش ورود نیروی جدید
معیار سنجش عملکرد
قاعده افزایش حقوق
اگه اینها رو نوشتید و باز هم به نتیجه نرسیدید، اونوقت مشاوره منابع انسانی کمک میکنه ببینید گره کجاست.
صاحب یک کافه با چهار کارمند، در شش ماه سه باریستا عوض کرده.
نگاه اول
نگاه منابع انسانی
مشکل در پیدا کردن نیرو نبود؛ در نگه داشتنش بود. با یک برنامه ساده ورود و تعیین یک مسئول آموزش، احتمالاً نیازی به استخدام چهارم نبود.
کسبوکار دو سه نفره هم به مشاور منابع انسانی نیاز داره؟
خودم میتونم کار منابع انسانی رو انجام بدم؟
مشاور منابع انسانی با کارگزینی چه فرقی داره؟
از کجا بفهمم مشکلم منابع انسانیه، نه مدیریتی؟
اگه کارمندم ضعیفه، اول باید اخراجش کنم؟
چون عدد فروش فقط نشون میده چقدر پول وارد شده. نشون نمیده این فروش از کجا اومده، چقدر هزینه داشته، تکرار میشه یا نه، و کسبوکار ظرفیت ادامهاش رو داره یا نه. ایمان پاکراه، بنیانگذار آکادمی پاکراه، فروش رو نقطه شروع تحلیل میدونه، نه نقطه پایانش.
یکی از جملههایی که خودش بارها تکرار میکنه، این تفاوت رو خلاصه میکنه:
«فروش شانسی یعنی فروختم، ولی دقیق نمیدونم چرا. فروش تکرارپذیر یعنی میدونم چرا فروختم، میدونم چطور فروختم و میتونم دوباره شرایطش رو ایجاد کنم.»
۱. سود رو نشون نمیده
۲. نقدینگی رو نشون نمیده
۳. نشون نمیده فروش استثنایی بوده یا عادی
۴. نشون نمیده مشتری برمیگرده یا نه
۵. نشون نمیده فروش به کی وابستهست
مسیر فروش، نه فقط نتیجهاش
ریتم و ثبات
رفتار مشتری
ارتباط بخشها با هم
ایمان پاکراه این تجربه رو از آیپی امداد تعریف میکنه.
با شروع فصل گرما، تقاضا برای خدمات کولر گازی و یخچال هر سال بالا میرفت. اما وقتی دادهها بررسی شد، معلوم شد بخشی از همین تقاضا وارد مجموعه میشه ولی به خدمت نهایی نمیرسه.
برای پیدا کردن علت، فقط عدد فروش دیده نشد. سفارشها، تماسها و حتی مکالمات ثبتشده هم بررسی شدن. نتیجه این بود که در پیک کاری اپراتور کافی نبود و در بعضی مناطق متخصص کم بود.
درسی که از این تجربه میگیره
دو فروشگاه آنلاین هر ماه فروش تقریباً یکسانی دارن.
فروشگاه اول
فروشگاه دوم
با عدد فروش، این دو تا شبیه هم به نظر میرسن. با تحلیل، یکی در حال ساختن کسبوکاره و اون یکی در حال خرج کردن برای حفظ ظاهرش.
قبل از جشن گرفتن، علت رو پیدا کنید
قبل از نگرانی هم علت رو پیدا کنید
یک سؤال رو عادت کنید
یعنی آمار فروش مهم نیست؟
فروش بالا ولی سود پایین یعنی کسبوکار مشکل داره؟
از کجا بفهمیم فروشمون تکرارپذیره؟
فروش استثنایی رو چطور حساب کنیم؟
تحلیلگر کسبوکار اول به چه چیزی نگاه میکنه؟
وقتی یک مشکل بارها برگشته و راهحلهاتون جواب نداده، وقتی کسبوکار بدون شما نمیچرخه، یا وقتی تصمیمی پیش روتونه که اشتباهش گرون تموم میشه. یک ماه بد یا افت فصلی معمولاً نشونه نیاز به مشاور نیست. الگویی که تکرار میشه و دلیلش رو نمیدونید، هست.
ایمان پاکراه وقتی با صاحب کسبوکاری روبهرو میشه که میگه «یه جای کار میلنگه»، اول دنبال نشونهها میگرده، نه نسخه. این مطلب همون نشونههاست، دستهبندیشده و همراه با یک سؤال ساده که خودتون بتونید هر کدوم رو بسنجید.
فروش دارید ولی سود نمیمونه
فروشتون بالا و پایین میره و نمیدونید چرا
مشتری میاد ولی نمیخره
اپیزودهای پاکار در دسته فروش، هر سه این موقعیتها رو جداگانه بررسی کردن.

مشتریهای قدیمی برنمیگردن
یک شکایت مشخص مدام تکرار میشه
شکایت کمه، ولی مشتری هم کمتر شده
شما میتونید، تیم نمیتونه
اشتباه استخدام تکرار میشه
کسی چیزی بهتون نمیگه
کسبوکار بدون شما متوقف میشه
وقتتون صرف داخل کسبوکار میشه، نه روی اون

تصمیمی دارید که اشتباهش گرونه
راهحلها رو امتحان کردید و برگشتن
یک ماه بد
وقتی جواب رو میدونید و فقط اجرا نکردید
وقتی دنبال یک پکیج آماده هستید
مشکل در یک جمله
عددهای پایه
فهرست کارهایی که امتحان کردید
چیزی که آمادهاید تغییر بدید

چند تا از این نشونهها کافیه که مشاور بگیرم؟
کسبوکار کوچیک هم به مشاور نیاز داره؟
میشه بدون مشاور این نشونهها رو برطرف کرد؟
مشاور اول به چی نگاه میکنه؟
اگه همه این نشونهها رو داشته باشم چی؟
تلفن زنگ میخوره، خدمت رو توضیح میدید، مشتری میگه «باشه، خبرتون میکنم» و دیگه خبری نمیشه. یکی دو بار طبیعیه، ولی اگه مدام تکرار میشه، دیگه بدشانسی نیست.
جواب کوتاه: مشکل تقریباً همیشه در یکی از سه جاست:
برای اینکه بفهمید مشکل شما کدومه، باید چند هفته تماسها رو ثبت و دستهبندی کنید، نه اینکه حدس بزنید.
گاهی تماسها از اول قرار نبوده به سفارش برسن.
وعده تبلیغ با واقعیت جور نیست
بیشتر تماسها فقط سؤال قیمتاند
درخواستها بیرون از توان شماست
اگه بخش بزرگی از تماسهای ناموفق اینجوریان، مشکل در جذب مشتری است، نه در فروش.
دیر جواب دادن یا تماس بیپاسخ
قیمت بدون توضیح
نبود دلیل برای اعتماد
روشن نبودن قدم بعدی
کسی که تلفن رو جواب میده، در عمل فروشنده شماست، حتی اگه اسم سمتش «پشتیبانی» باشه.
جمله «خبر میدم» همیشه یعنی «نه» نیست. خیلی وقتها یعنی «هنوز قانع نشدم» یا «دارم مقایسه میکنم». اگه هیچ پیگیری محترمانهای در کار نباشه، این مشتریها عملاً به رقیب سپرده شدن.

۱. هر تماس رو ثبت کنید
۲. تماسهای ناموفق رو گوش کنید
۳. خودتون مشتری بشید
۴. از کسانی که سفارش ندادن بپرسید
۵. دلیلها رو دستهبندی کنید

فرض کنید یک سرویس نظافت منزل در هفته پنجاه تماس داره و فقط ده سفارش ثبت میکنه. بعد از دو هفته ثبت دقیق، معلوم میشه نیمی از تماسهای ناموفق از منطقههایی بوده که اصلاً پوشش نمیده، و بیشتر بقیه بعد از شنیدن قیمت بدون توضیح تموم شدن.
اینجا افزایش بودجه تبلیغات فقط تعداد همین تماسهای بینتیجه رو بالا میبره. اصلاح لازم دو تاست: محدود کردن منطقه تبلیغ، و آموزش اینکه قیمت چطور با توضیح گفته بشه.
وقتی تماس به سفارش تبدیل نمیشه، اولین واکنش خیلیها بیشتر کردن تبلیغاته. ولی اگه نشتی در تماس یا بعد از اونه، تبلیغ بیشتر فقط مشتری بیشتری رو از همون سوراخ رد میکنه.
قبل از هر تصمیمی، دو هفته داده جمع کنید:
اگه دادهها رو جمع کردید و هنوز معلوم نیست مشکل کجاست، یک نگاه بیرونی کمک میکنه. مشاوره کسبوکار دقیقاً از همین تشخیص مسئله شروع میشه، قبل از هر راهحلی.
نرخ تبدیل تماس به سفارش چقدر باید باشد؟
گفتن قیمت پشت تلفن کار درستی است؟
بعد از تماس، کی و چند بار پیگیری کنیم؟
ضبط تماسها برای بررسی اشکالی ندارد؟
کی باید از مشاور کمک گرفت؟
دستهها، آخرینها، آمار و ابزارهای کاربردی در یک نگاه.
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید